فوت بهترین خواننده ازنظر بابایی....
یاحسین....
امسال دومین محرم زندگیت رو دیدی حسام قشنگم...پارسال خیلی کوچیک بودی که من و بابامسعود لباس سقایی تنت کردیم و روز عاشورا بردیمت بیرون و تو تو بغل من خوابت برد...امسال شبا هم با باباییبردیمت بیرون و دسته ها رو تماشا میکردی و برات جالب بود ..امروز هم ساعت 12 رفتیم بیرون و مراسم عزاداری رو تماشا کردیم ... محرم اتفاق بزرگی توی تاریخ زندگی همه ی ماست .شهادت مرد بزرگ اسلام حضرت امام حسین.کاش بتونیم تو این روزا یه کم درس گذشت و ایثار و صبوری و ایمان و بزرگ منشی رو یاد بگیریم قندعسل من امیدوارم صاحب این روزای عزیز همیشه مراقبت باشه آرزوی من فقط و فقط دیدن خوشبختی و سلامت تو و همه ی بچه های دنیاس..امیدوارم به حق این روزای بزرگ تمام...
نویسنده :
مامانی
22:13
زندگی....
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز .. خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و .. قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن قبل از اینکه بنویسی » فکر کن قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی » ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن قبل از تنفر » عشق بورز ...
نویسنده :
مامانی
21:55
اولین سالروز تولد من......
خیلی خوشحالم از اینکه ... تو به دنیا اومدی تو... دنیا فهمید که تو انگار ... نیمه گمشدمی تو... زندگی خیلی خوبه ... چون که خدا تو رو داده... روز تولدم برام ... فرشته شو فرستاده... خدا مهربونی کرد... تو رو سپرد دست خودم... دست تو گرفتم و ... فهمیدم عاشقت شدم... تولدت مبارک عشق قشنگ زندگی من... نفس و عمر مامان و بابا... تولدت مبارک عزیزم. چقدر خوبه که تو هستی . بدون تو انگار دنیای ما یه چیز بزرگ رو کم داشت. خدایا کمک کن تا قدر این نعمت بزرگتو بدونیم و به خوبی از امانتت نگهداری کنیم. پسر خوشگل من....
نویسنده :
مامانی
16:27
مدرسه.....
اولین روز دبستان بازگرد // کودکی ها ، شاد و خندان بازگرد باز گردای خاطرات کودکی//بر سواراسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند//یادگاران کهن مانا ترند درس های سال اول ساده بود //آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموزروباه وخروس//روبه مکارودزدوچاپلوس روزمهمانی کوکب خانم است//سفره پرازبوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود //فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوزوسرمای شدید//ریزعلی پیراهن ازتن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم//ما پرازتصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم //یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد ...
نویسنده :
مامانی
20:19
سومین سالگردعروسی به همراه قندعسلم.....
قندعسل مامان من وبابایی درتاریخ 31 شهریور سال 1391زندگی مشترکمون روآغازکردیم..... و درکنارهم باخوشی وسلامتی کامل زندگی جدیددونفره روشروع کردیم مامان جونم بعد9ماه زندگی دونفره فهمیدیم که جمع خانوادمون داره کامل میشه وداریم میشیم سه نفره..... راستی مامانی من وشما بابایی روباهدیه هامون غافلگیرکردیم البته بیشترما غافلگیرشدیم چون نمیدونستیم بابایی ازقبل کادو خریده ونمیخواست به روی مابیاره عشقم..... اینم ازهدیه بابایی به من وای که چه سلیقه ای داره بابایی... وامااز هدیه مابه باباجون ..قابل شمارونداره.... واماازهدیه جیگرمامان به ...
نویسنده :
مامانی
22:41
22شهریورتولدامیررضا....
این آقایون باکلاس نوه های بابابزرگ حسام جون هستن تولدهشت سالگیت مبارک عزیزم ...
نویسنده :
مامانی
15:36
عکسای تفریح به آب معدنی رودبارکلا.....
اینم حسام جون به همراه باباجونش..... به چی فکرمیکنی گلم ...
نویسنده :
مامانی
15:30
دوتامرواریدسفید .....
نفسم اولین دندون شما درتاریخ 92/5/7از قسمت زیرین سمت راست درآمده .... دومین دندون وسومین دندون شما درتاریخ 14و28 همین ماه بوده وتاالان شما 5دندون دارید یه چیزجالب اینکه دخترعموی شما خواب دید یه دندون اززیردرمیاری یکی ازبالا وهمینم شد رویابه حقیقت تبدیل شد راستی بااین مرواریدای سفیدت همه روبا گازگرفتنات حساس کردی عزیزم همه جا آلودس نذارچیزی دهن قشنگت گلم... اینم دیگ آش دندونی حسام جون ایشالا آش حاجی شدنت مامانی الهی قربونت برم بالاخره این دندونات در اومد. وای نمی دونی چه ذوقی می کنم وقتی بهت آب می دم و ل...
نویسنده :
مامانی
23:05







