حسام الدینحسام الدین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

نی نی دردسر

اولین سالروز تولد من......

1393/8/29 16:27
نویسنده : مامانی
727 بازدید
اشتراک گذاری

خیلی خوشحالم از اینکه ... تو به دنیا اومدی تو...

 

دنیا فهمید که تو انگار ... نیمه گمشدمی تو...

 

زندگی خیلی خوبه ... چون که خدا تو رو داده...

 

روز تولدم برام ... فرشته شو فرستاده...

 

خدا مهربونی کرد... تو رو سپرد دست خودم... دست تو گرفتم و ... فهمیدم عاشقت شدم...

 

تولدت مبارک عشق قشنگ زندگی من... نفس و عمر مامان و بابا...محبت

 

تولدت مبارک عزیزم.

 

چقدر خوبه که تو هستی . بدون تو انگار دنیای ما یه چیز بزرگ رو کم داشت. خدایا کمک کن تا قدر این نعمت بزرگتو بدونیم و به خوبی از امانتت نگهداری کنیم.خجالتمحبت

پسر خوشگل من... الان که دارم می نویسم یک سال و یک ماه داری. و من تو این مدت اینقدر گرفتار درسام و کارام بودم که واقعا نرسیدم زودتر بیام و وبلاگت رو آپدیت کنم. ببخش پسرم

 

هوررررررررررررررراااااااااااااااااااااا تولد حسام کوچولو تولدت مبارک عزیز دل مامان وبابا انشاالا تولد 100 سالگی

 

یه بوس گنده از طرف من و بابایی توی لبای خوشگلت    بووووس

حسام جون خونه عزیز اینا تولدتت رو جشن گرفتیم....

کلی ازدوستات هم بودن:

آجی و داداشی .امیرمحمد .علی .مهدیه.بهار.روشنک.ریحانه.و....

میوه وشیرینی و کیک و کباب خوردیم

چون جشن ختنه سورون و تولد رو یکجا جشن گرفتیم...

یه عالمه هدیه هم گرفتم از عمه هام .خاله هام.دایی عمو.

عزیز محسنی که دستبند طلا خرید براتون

عموهای مامان و بابا وخیلی های دیگه...

مامان و بابا هم بشما سوییچ ماشین کنترلی دادن ایشالا بزرگ شدی واقعیشو بخری عزیز دلم....

 

دوستت دارم تولدت مبارک عشق زندگیم

اینم آجی رکسانا درحال رقص چاقو

اینم از بارش برف توی تولد زندگیم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)