یاحسین....
امسال دومین محرم زندگیت رو دیدی حسام قشنگم...پارسال خیلی کوچیک بودی که من و بابامسعود لباس سقایی تنت کردیم و روز عاشورا بردیمت بیرون و تو تو بغل من خوابت برد...امسال شبا هم با باباییبردیمت بیرون و دسته ها رو تماشا میکردی و برات جالب بود ..امروز هم ساعت 12 رفتیم بیرون و مراسم عزاداری رو تماشا کردیم ...
محرم اتفاق بزرگی توی تاریخ زندگی همه ی ماست .شهادت مرد بزرگ اسلام حضرت امام حسین.کاش بتونیم تو این روزا یه کم درس گذشت و ایثار و صبوری و ایمان و بزرگ منشی رو یاد بگیریم قندعسل من امیدوارم صاحب این روزای عزیز همیشه مراقبت باشه آرزوی من فقط و فقط دیدن خوشبختی و سلامت تو و همه ی بچه های دنیاس..امیدوارم به حق این روزای بزرگ تمام نی نی های مریض شفا پیدا کنن چون بدترین درد یه مادر دیدن ناراحتی بچشه...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یاحسین....
