سکوت دیگرهیچ.......
امروز که چشمانم را باز کردم و از خواب بیدار شدم پرده اتاق را کنار زدم و از پنجره به خیابان نگاه کردم چقدر این روزها خیابان شلوغ است مردم همه در جنب و جوش هستند همه به دنبال خرید عید هستند لباس نو، وسایل سفره هفت سین، و ... ولی برای یک مادر تنها، عید انگار هیچ معنی و مفهومی ندارد بقول متن یک آهنگ که میگفت: عیده و امسال، عیدی ندارم گذاشتی رفتی عزیزم، من بی قرارم عیده و امسال، تنهای تنهام بجای عیدی عزیزم، من تو رو میخوام سالی که رو به اتمام است برای یک مادر تنها سال خوبی نبوده ناشکر نیستم، نه ولی فقط یک...
نویسنده :
مامانی
17:07


