دلنوشته باباجون براقندعسل.....
از وقتی کودکم به دنیا آمده بود حس ششمم فعال شده بود دیگه با هر صدای گریه ای از کودکم متوجه میشدم که گرسنه شده یا باید پوشکش عوض شود و یا دل درد است و... متوجه شده بودم که بعد از اینکه شیر می خورد باید آروغ بزند به همین خاطر یکی از کارهای من این شده بود که پس از شیرخوردن روی دستم به شکم بخوابانمش آرام آرام به پشتش بزنم تا هوای داخل معده اش از دهان خارج شود و آرام بگیرد.بعضی از مواقع این عمل کودک (آروغ زدن)خیلی زمان می برد و من همچنان قدم می زدم و آهسته به پشتش می زدم تا زمانی که صدای آروغش را بشنوم.(الحق باید اعتراف کنم در آن زمان هیچ صدایی دلنشین تر از این صدا نبود)البته این حس دلنشین روز اول تولدش هم به سراغم آمده بود. زمانی که پرس...
نویسنده :
مامانی
17:24


