شعرهای کودکانه قندعسل.....1393
*نی نی کوچولو گل پسره
الان درست یک سال داره
خوشگله و با نمکه
رو لپش یک خال داره
موهاش صاف و طلایی
چشماش درشت و روشنه
دل می بره با اون لباش
وقتی که لبخند می زنه
همیشه توی دهنش
یک شیشه یا پستونکنه
نینی کوچو لو فقط کمی
بزرگ تر از عروسکه
بابایی اسم باباشه
مامانشم مامان زری
یکی یک دونست چون نداره
خواهر یا برادری
یکی یک دونست چون نداره
خواهر یا برادری

*حسنی بی دندون شده
زار و پریشون شده
بی احتیاطی کرده
حالا پشیمون شده
با دندوناش شکسته
بادوم سخت و پسته
هی جویده شکلات
مک زده به ابنبات
قندون و خالی کرده
وای که چه کاری کرده
دونه به دونه دندوناش
خراب شدن یواش یواش
تا خونه همسایه ها
میره صدای گریه هاش!

*یک روز یه آقا خرگوشه....................... رسید به یه بچه موشه
موشه دوید تو سوراخ ......................... خرگوشه گفت : آخ
وایسا، وایسا، کارت دارم...................... من خرگوش بی آزارم
بیا از سوراخت بیرون ........................ نمی خوای مهمون
یواش موشه اومد بیرون ....................... یه نگاهی کرد به خرگوش
دید که گوشاش درازه ..................... دهنش بازه
شاید می خواد بخوردم ...................... یا با خودش ببردم
پس می رم پیش مامانم ...................... آنجا می مانم.
مادر موشه عاقل بود......................... زنی با هوش و کامل بود
یه نگاهی کرد به خرگوش ................... گفت ای بچه جون!
نترس مامان این مهمونه .............. خیلی خوب و مهربونه
پس برو پیشش سلام کن ................... بیارش خونه

اتل متل توتوله
بچّه ی خوب چه جوره؟
بچّه ی خوب مهربونه
لباش همیشه خندونه
بچّه ی خوب مؤدّبه
منظّم و مرتّبه
به هرکجا که میره
سلام یادش نمیره
بچّه ی خوب تمیزه
پیش همه عزیزه

*یک ، یکساله پسر
دو، دو دونه گوسفند
سه ، سمور تنبل
چهار، چهار پایه کوچک
پنج ، پنجره ی باز
شش ، شیشه شکسته
هفت ، هفت تیر چوبی
هشت ، هشت پای گنده
نه ، نهنگ دریا
ده ، دهقان پیره
یازده ، یاس سفیدم
دوازده ، دروازه بسته است.

*پسرم میره توی وان
حموم کنه با مامان
مشغول آب بازی شه
تمیزو نازنازی شه
وقتی که وان پر میشه
تا نصفه از آب گرم
مامان اونو میشوره
با یه لیف خیلی نرم
حالا چشاشو میبنده
موهاشو میشوره با خنده
آب میگیره در آخر
از نوک پا تا به سر
عافیت باشه آقا
ای گل یاس زیبا




شعرهای کودکانه قندعسل.....1393
