حسام الدینحسام الدین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره

نی نی دردسر

گریه بابایی برای قندعسل....

1393/1/25 16:17
نویسنده : مامانی
297 بازدید
اشتراک گذاری

پسر قشنگم

امروز بابایی بعداز اومدن ازپیش عموجون شما روبغل گرفت وخیلی گریه کرد

قضیه ازاین قراره که یه خانواده تصادف میکنن که یه بچه شش ماهه پسرداشت وپدره که حالش بهتربود بچه روبغل گرفته وسمت اورژانس به راه افتاد

نرسیده به اورژانس پاهای پدره شل میشه و بابایی شما تنهاکاری که میتونست بکنه بچه روازبغل باباش گرفت تا از دست باباهه نیوفته

آره مامانی اون نی نی توبغل بابایی ازگوشش خون میاد وقتی پرستارا میگیرن تا بهش رسیدگی کنن میگن که اون فوت کردش وبابایی شوکه میه میگه یه لحظه بیادشما افتادش وگفت اگه زبونم لال بجای اون بچه شمابودی ماالان باید بدون شما چیکار میکردیم؟؟

بابایی خیلی صحبت کردم که اره عزیزم سرنوشت هرکسی دست خداست هرکسی چه زودچه دیر میمیره...هرکی تقدیری داره اما بابایی فقط وفقط گریه کرد تاخوابید ماهم مزاحمش نمیشیم تا یه خورده آروم بشه وبرای اون پدرمادر ازخدابمیخوایم بهشون صبرعنایت کنه؟؟

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)