حسام الدینحسام الدین، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

نی نی دردسر

آقاحسام دامادشد.......

1393/2/11 16:16
نویسنده : مامانی
268 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از اولین غلتت وقتی بابایی اومد خونه تصمیم گرفتیم زودتر ختنه ات کنیم متفکر. من هم که همیشه این پیشنهاد رو می دادم یه دفعه ای غافلگیر شدم و با ترس و لرز گفتم باشه تعجب استرس.دوشنبه(93/1/19 ) ساعت 10صبح به مطب دکتر قرنجیک رفتیم . تا ساعت 12 دیگه همه چی تموم شده بود و اومده بودیم خونه .  ماچماچماچ. خیلی گریه کردی عزیزم و ما بخاطر گریه هات خیلی دلمون شکست و ناراحت شدیم دل شکسته ناراحت . اما چاره ای نبود . بایست تحمل می کردی.بیشتر گریه ات واسه این بود که پات بسته بود و تو عادت نداری توی محدودیت قرار بگیری.  کوچولوتر هم بودی نمیزاشتی قنداقت کنم.هر چقدر هم شربتهای خواب اور بهت دادیم روت تاثیر نداشت.خدا رو شکر تا آخر شب دردت خیلی کم شد و تا صبح خوابیدی.امروز صبح هم پوشکت کردم و مثل روزهای قبل شروع کردی به شیطنت و جیغ زدن .فقط باید حواسم باشه نزارم چند روز غلت بزنی وروجک...

امروز چند بار حرف (د) رو تکرار کردیماچ

دامادیت مبارک خوشگم. ایشالله همیشه سالم و سلامت باشی...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

آبجی رکسانا
16 اردیبهشت 93 11:58
سلام جیگر طلای خاله به قول مامانی دامادیت مبارک خوشکلم